نقاشی هایی که توسط یک نابغه 13 ساله کشیده شده است . این نابغه تنها فردی در جهان است که چنین استعدادی

آثار داوینچی

راز ها ی نقاشی داوینچی
 
 
 


 

 
سی سال پیش در حالیکه ماریزیو سراچینی پژوهشگر آثار هنری در حال تحقیق کردن بر روی تابلوی نبرد آنگیاری شاهکار گمشده لئوناردو داوینچی بود (اصل این تابلو موجود نیست)، متوجه یک پیام مبهم در این نقاشی دیواری شد.
 
 
 
جورجو وازاری هنرمند قرن 16 در تابلوی نبرد آنگیاری در دره چیانا بر روی یک پرچم کلمات Cerca Trova (بگردید و پیدا کنید) را نوشته است.
 
 
با وجود اینکه در این نقاشی از تکنیکهای سمبولیک خاصی استفاده شده است، سراچینی به دنبال این بود که اثری از این نقاشی دیواری را در تالار بزرگ پازازو وچیو واقع در فلورانس ایتالیا بیابد. دکتر سراچینی می‌گوید: ما در مورد شاهکار شاهکارهای دوره رنسانس صحبت می‌کنیم، اثری که حتی از شام آخر و مونالیزا نیز مهم تر است.
 
 
پیتر پل روبنس قبل از اینکه این نقاشی مفقود بشود با توجه به کپی‌هایی که از این نقاشی موجود بوده است این گراور را تهیه کرد. سراچینی در حالیکه با امیدواری برای اولین بار بعد از 450 سال از این نقاشی دیواری پرده برداری می‌کند، در نظر دارد در سال آینده پرتوهای نوترونی با قدرت بالایی را به این دیوار بتاباند.
 
 
 
طی تحقیقات سراچینی رازهای دیگری نیز از نقاشی های داوینچی کشف شد. در ماه مارس کارشناسان اظهار کردند که داوینچی اولین طراح بازی شطرنج بوده است. رساله‌ای با پانصد سال قدمت در مورد شطرنج در یک کتابخانه شخصی کشف شده که شامل طراحی‌های روشن و دقیقی از شطرنج است. از قرار معلوم این طرحها توسط این نابغه عصر رنسانس کشیده شده‌اند.
 
 
قرنهای متمادی مورخان هنر از خودشان می‌پرسیدند که چه کسی مدل نقاشی تابلوی مونالیزا بوده است؟ کارشناسان دانشگاه هایدلبرگ گفته اند که نوشته هایی در حاشیه یک کتاب مربوط به سال 1505 یک بار و برای همیشه به طور قطع ثابت می‌کند که مدل نقاشی مونالیزا، لیزا دل گیوکوندو همسر یک تاجر ثروتمند فلورانسی قرن 16 بوده است. یک متخصص کتابهای خطی می‌گوید که تمام شک و شبهه‌ها در مورد هویت مونالیزا کاملاً از بین رفته‌اند.
 
 
تعداد زیادی از آثار داوینچی حاوی پیامهای پنهانی هستند که تا به امروز دانشمندان را به فکر فرو برده‌اند. سال پیش پالا ماریا گیووانی موسیقی‌دان ایتالیایی گفت که با گذاشتن عناصر سمبولیک تابلوی شام آخر داوینچی بر روی یک خط حامل موسیقی، او یک نیایش 40 ثانیه ای در مورد خدا را کشف کرده است.
 
 
پالا گفته است که قرص‌های نان روی میز، دستهای مسیح و حواریان هرکدام می‌توانند نیایش دهنده یک نت موسیقی باشند.
 
 
در جولای 2007 یک متخصص کامپیوتر ادعا کرد که وقتی یک کپی از نقاشی تابلوی شام آخر را به صورت وارونه روی نسخه اصلی آن بگذاریم، جزئیات این نقاشی آشکار می‌شود. در میان گوشه سمت چپ اگر کمی ‌دستکاری شود تصویر یک کودک که در آغوش گرفته شده به خوبی دیده می‌شود.

 
 
 
دو شکلی که در یکی از لبه‌های انتهایی میز غذاخوری وجود دارند شکل یک شوالیه را می‌سازند.
 
 
در سال 2006 پاسکال کوته مخترع فرانسوی از یک دوربین چند طیفی استفاده کرد تا در لایه‌های بازسازی شده تابلوی بانو و قاقم داوینچی نفوذ کند. اسکن 240 مگاپیکسلی جزئیاتی که قرنها پنهان مانده بود را آشکار کرد.
 
 
 کوته از دوربین با وضوح بالایش بر روی تابلوی مونالیزا نیز استفاده کرد که نشان دهد ابروها و دست چپ مونالیزا به صورتی ابتکاری با شیوه‌ای متفاوت نقاشی شده است.
 
 
در سال 2005 بعد از سه سال تحقیق پ‍ژوهشگران اثر انگشت داوینچی را ترمیم کردند که می‌تواند در مشخص کردن اینکه آیا نقاشی های مشکوک یا برخی از دست نوشته‌ها متعلق به داوینچی هستند یا خیر کمک کند.
 
 
  سال آینده سراچینی می‌خواهد تحقیقاتش را به حداکثر برساند. او قصد دارد از اشعه نوترونی استفاده کند و گفته است اگر موفق بشویم نه تنها راهی برای شناختن لئوناردو داوینچی می‌یابیم، بلکه با این فناوری می‌توانیم تمام نقاشی‌های دیواری جهان را مورد تحقیق و بررسی قرار دهیم.

محمدرضا فروتن

اثر روح اله خدامی                                                              (مداد)

کودک

استاد مهرداد جمشیدی

شاملو

اثر روح الله خدامی                                                          (مداد)

 

و ما همچنان

دوره می کنیم

شب را و روز را

هنوز را ...

سجاد

اثر روح الله خدامی

این کار با رنگهای سرد (آبی) که قسمت بالا و رنگهای گرم (قرمز) قسمت پایین  و رنگ های خنثی قسمت پشت کار رنگ شده البته این فقط یک اتود اسکیس می باشد که می خواستم با سرعت در چند دقیقه کار شود در طرح اسکیس باید  به کلیت چهره بپردازید 

سجاد شوشتری. ایشان درزمینه بازیگری فعالیت خود را از دوره راهنمایی با نمایش مترسک نوشته آ قای دوگوهرانی و کارگردانی آقای بلوچ شروع کرد با نمایش ققنوس به کارگردانی آقای داوودی .نمایش این نیز بگذرد و نمایش کور و افلیج به کارگردانی آقای روح اله خدامی .نمایش دوحکایت از چند حکایت رحمان نوشته علیرضا نادری و کارگردانی آقای علی اکبری و من کیم به کارگردانی و نوشته اردلان تاجدین ادامه داده اند . ضمنا  با نمایش کور و افلیج بازیگر برگزیده جشنواره نگین خلیج فارس عسلویه شدندو من کیم  کاربرگزیده جشنواره منطقه ای در بندرعباس بوده و به جشنواره بین المللی مهر آیین راه پیدا کرده اند.با آرزوی موفقیت روز افزون برای ایشان

روح اله خدامی

نیما

اثر روح اله خدامی

این کار با شکلهای مربع . مثلث و دو تا دایره  طراحی شده البته این نمونه کارهایی که می بینید همگی از ژوژمان های بچه های رشته گرافیک دانشگاه علمی کاربردی دیلم میباشد که جای لذت بردن ندارد فقط یک سری تکنیک است که در اینجا نمی گنجد توضیح کامل بدم من تقریبا فقط صاحب اثر و اثر را معرفی میکنم تا شناخته شوند و در مورد هم اضهار نظر بکنند جهت ارتقائ کیفیت کارها

ری را

ری را... صدا می آید امشب

از پشت کاچ که بندآب

برق سیاه تابش تصویری از خراب

در چشم می کشاند

گویا کسی ست که می خواند...

 

اما صدای آدمی این نیست

با نظم هوش ربایی من

آوازهای آدمیان را شنیده ام

در گردش شبانی سنگین

ز اندوههای من سنگین تر

و

آوازهای آدمیان را یکسر

من دارم از بر.

 

یک شب درون قایق دلتنگ

خواندند آن چنان

که من هنوز هیبت دریا را

در خواب می بینم.

 

ری را... ری را...

دارد هوا که بخواند

در این شب سیا

-او نیست با خودش

او رفته با صدایش- اما

خواندن نمی تواند.

 ری را...

کوکب الشرق

تقدیم به داریوش عزیز

اثر  روح الله خدامی

این کار را با نقطه انجام دادم خیلی سخت است که احساس کاراکتر را خراب نکنید نمی دونم چقدر موفق بودم  ولی باید این کار انجام شود اگر که به یک چهره نقاشی شده بر خوردید و نتونستید ارتباط برقرار کنید بدونید که احساس و میمیک ضعیفی دارد بحر حال با دایره کار به مشکل بر می خورد . من دوست داشتم این اثر را تقدیم کنم به آقای سلیمی به پاس زحمت های ایشون در زمینه موسیقی دیلم 

کوکب الشرق نامی بود که مصری ها به ام کلثوم، چهره ی جاودانه ی هنر آواز داده بودندو به راستی این نام بر او می برازید. وی فرزند ابراهیم البلتاجی بود که در سال 1904 در روستای طمبای الزهایره در استان «الدقهلیه»، واقع در شمال قاهره چشم به جهان گشود. در سیزده سالگی به همراه پدرش در روستاها می گشت و مراثی مذهبی و اشعار عارفانه می خواند. در همین ایام بود که صدای جادویی او  توسط استادان هنر شناسی چون «شیخ ابوالعلاء محمد» و « شیخ زکریا احمد» کشف شد.بنابراین وی بعد از چندی، به همراه پدر، روستا را به قصد قاهره ترک نمود تا به توسط «شیخ ابوالعلاء» که دوست پدرش بود، با یکی از موسیقیدانان معروف آن زمان در مصر دیدار کند. در همین زمان وی شروع به خواندن ترانه کرد، و بعضی از این شعرها را بدون موسیقی می خواند و به همین دلیل در میان صداهای زنانه، به سرعت چهره ای سرشناس شد.

یک سال بعد او با« احمد رامی» شاعر آشنا شد. رامی تازه از رشته ی ادبیات و زبان فارسی در هند فارغ التحصیل شده بود و ام کلثوم به او مژده داد که می خواهد یکی از شعرهایش را بخواند. چیزی نگذشت که دست سرنوشت، « احمد صبری» دندان پزشک را که آهنگ سازی ماهر بود، پیش روی او قرار داد و صبری خداقل برای 14 ترانه ی او آهنگ هایی بسیار شنیدنی ساخت. و طولی نکشید که محمد القصبحی که در نواختن عود چیره دست بود، به این گروه پیوست. در آن زمان بود که ام کلثوم به همراهی گروه موسیقی خود متشکل از عود محمد القصبحی، قانون محمد العقاد، و کمانچه ی سامی الشوا روی صحنه رفت و غوغایی برانگیخت.

ام کلثوم از آن پس تا سال1975 یعنی زمان مرگش، هنرمند خستگی ناپذیر و بی جانشین صحنه ها بود . او شصت سال تمام آواز خواند و این مدت طولانی در تاریخ خوانندگی بی سابقه است.

اما راز هنر ام کلثوم و نبوغ وی تنها معرفت و آگاهی او از هنر خوانندگی و نوازندگی نبود، بلکه شیفتگی عاشقانه ی او به هنر آواز بود. آنگونه که پیش از آنکه شنونده ی خود را در حالت جذبه و حیرت غرق کند، خود در آن غرق می شد .او تحت تأثیر غنای این هنر آنچنان از خود بی خبر می گشت که ببینده احساس می کرد در آوازش محو شده است.از این رو همیشه در صحنه دستمال حریری در دست می گرفت و در حالات جذبه و شوق، بی آنکه در آن لحظه بفهمد چه می کند، آن را با دو دست خود پاره پاره می کرد.  این حالات مستانه ی پرشور نه تنها در حرکات، بلکه در چهره اش نیز جلوه گر می شد، چنانکه در هنگام چهچه  های مستانه چشمانش بی اندازه درشت می گشت، گویی که می خواهد از چشمخانه در آید. به همین منظور او، برای اینکه چنین حالاتی موجب دگرگونی بیننده نشود، دورنمای چشم خود را با عینک سیاهی مخفی می کرد.

بعدها هیأت ارکستر«ام کلثوم» به هشتاد نوازنده رسید و بسیار شکوهمند بود، بویژه اینکه ببیننده وقتی در میان این اعضاء چشمش به چهار هنرمند نابینا می افتاد که با «نای» های بلند و لباس های مرتب آخرین مد، در ردیف جلو هنرنمایی می کردند، نمی توانست از دم آن فضای عارفانه بگریزد.

کنسرت های ام کلثوم از مرزهای کشور خود گذشت و به سرزمین های دیگر هم راه یافت و وی از ین طریق نه تنها مصر را از نیازهای اقتصادی می رهاند، بلکه باعث شناسایی هنر و هنرمندان مصر، به بیرون از مرزها شد.. چنانکه در 63 سالگی در فستیوال آواز پاریس شرکت نمود و با صدای گرم خود که اثری از خستگی در آن نبود، آنچنان شور و هیجانی ایجاد کرد که همه مسحور شدند. این فستیوال در آن زمان به ام کلثوم چهارده هزار لیره پرداخت که تمامی آن به خواست ام کلثوم صرف کمک به ممالک عربی شد که در جنگ با اسراییل صدمه خورده بودند. وی همچنین عادت داشت که آخرین شب جمعه ی هر ماه برای مهمانان خصوصی خود در « قصرالنیل» آواز بخواند و از این طریق با پول هنگفتی که صدها تن از ثروتمندان کشورهای عربی و شیخ نشین های خلیج فارس هزینه ی سفر خود می کردند، امتیاز اقتصادی عظیمی برای مصر فراهم آورد.

باید گفت هنوز هم که هنوز است با گذشت بیش از سی سال از مرگ کوکب الشرق، رادیو مصر، هر غروب از ساعت 5 تا 9 به مدت 4 ساعت ترانه های این خواننده ی بی نظیر را پخش می کند و مردم مشتاقانه گوش می کنند و نیز هنوز هم ترانه های این هنرمند در صدر فروش قرار دارد. و این پر بیراه نیست، هست؟

من 3

اثر خانم آتنا فرزین فر

این کار با ترکیب رنگهای سیاه و سفید اثر خوبی شده

من2

اثر خانم آتنا فرزین فر

این کار با رنگهای سفید . سیاه و خاکستری رنگ شده اما از رنگ سفید خیلی کم استفاده کردند به نظر  من اگر از رنگ سفید کمک میکردند اثر برجستگی خوبی پیدا می کرد در اثر بعدی ایشون این را خواهید دید

خسرو شکیبایی

اثر فرخنده روشن روان

با مربع کار شده و ترکیب رنگهای سیاه . سفید و خاکستری

دختران انتظار 2

اثر روح الله خدامی

من

اثر خانم معصومه درویشی

این کار با رنگهای سیاه . سفید و خاکستری کار شده البته تصویر خود ایشون می باشد دستشون هم درد نکنه عالیست

میوه

اثر فرخنده روشن روان

این کار با رنگهای سرد و گرم گواش کار شده خیلی خوب رنگها رنگ آمیزی شده و حرارت چشم گیری دارد 

بروشر نمایش کور و افلیج

حسین رضازاده

اثر علی رادمند


راسل کرو

اثر  مسعود کشمیری


دلقک

ادورادو بائوتیستائو / برزیل