مراحل كارگرداني


كارگرداني عمدتاً شامل دو مرحله است:۱- تهيه و تدارك۲- كار عملي با بازيگرانكه تهيه و تدارك خود شامل مراحل زير مي­باشد:الف- گزينش ايده:در اين مرحله كارگردان با سئوالاتي روبروست كه بايد واضح و دقيق به آنها پاسخ گويد و اين پاسخها هدايتگر او تا انتها مي-باشند و همچنين اگر سئوالات درست پاسخ داده شود مي­تواند تا حدي موفقيت اثر را در نزد تماشاگر تضمين كند. سئوالات به قرار زير است:
۱- چه مي­خواهم بگويم؟ ۲- چرا؟ انگيزة اين گفتن چيست؟ ۳
- چگونه؟ (به چه سبك وشيوه­اي)۴- براي چه كساني اجرا خواهد شد؟ ۵- كي؟ (در چه شرايط زماني) ۶- كجا؟ ۷- با چه امكاناتي؟به طور معمول شخص كارگردان با توجه به شرايط سياسي- اجتماعي و فرهنگي جامعه و با انگيزه­هاي روحي، رواني و سياسي- اجتماعي و با توجه به قدرت كارگرداني خود و امكانات اجرايي و توان بازيگران و گروه نمايشنامه را براي اجرا انتخاب مي­كند.ب- تجزيه و تحليل متنوظيفة اساسي كارگردان عبارتست از تفسير و شناخت درونماية نمايشنامه و آموزش و هدايت بازيگران. كه بخش اول مربوط به اين مرحله مي­باشد.اصل اساسي کار كارگردان اينست كه بفهمد چگونه يك نمايشنامه محتواي خودش را ارائه مي­دهد؟ بايد ميان فرم يعني چگونگي ارائه مفهوم نمايش وخود نمايش يعني آنچه در ساختار اثر است وجه تمايز عيني قائل شد بنابراين پيش از هر كار بايد ساختار هنري اثر بررسي شود زيرا در آن روندي دراماتيك جريان دارد و حوادث آن بر كاراكترها تاٌثير مي­گذارد. موقعيتها شايد كاملاً عيني و برون گرايانه باشد مانند داستانهاي پليسي يا سمبوليك و فلسفي مانند در انتظار گودو:كارگردان در اين مرحله بايد شناخت درستي از نمايشنامه بيابد، بداند كه نمايشنامه داراي چه ژانري است؟ بر پاية كدام سبك و يا سبكها پيش مي­رود؟ اگر از تركيب سبكهاي مختلف پديد آمده دقيقاًسبكها كدامند؟ و نهايتاً هدف كارگردان از اجرا چيست؟كارگردان بايد آنقدر متن را بخواند و براي خود آناليز كند تا به حدي رسد كه از آن متن اشباع شود و همه چيز به شكل تصوير در ذهن او تشكیل شود و آنقدر بر اثر تسلط يابد كه متن را رها كند و به اصطلاح متن نوشته شده را زمين بگذارد و از اين جاست كه مي­تواند تمرين را شروع كند. اينها همه جز با ادراك در مورد متن و تحليل نمايشنامه اتفاق نمي­افتد. و ادراك نيز عبارتست از ديدگاه كلي كارگردان دربارة متن آنهم بعد از اينكه آن را احساس كرده سپس جزء به جزء مورد بررسي قرار داده است.“چهار نيروي محركه كارگردان را به هنگام كار بر روي نمايشنامه هدايت مي­كند: ۱- “ديد” او نسبت به نمايشنامه كه مي­تواند بر همة وجوه اجرا از بازيگري گرفته تا صحنه پردازي مسلط باشد.۲-” شناخت جامع” نيروهاي پوياي نمايشنامه- فرازو فرود متن- لحظات بلند و آهسته آن و ضرباهنگهاي تند و كند ۳- مهارت در ايجاد” ارتباط” كه به بازيگران و طراحان كمك مي­كند خلاقترين دقت و توجه خود را وقف نمايشنامه كنند  ۴- “تمايل شديد” به جلب توجه تماشاگران با تهييج ذهن، قلب و روح آناندر مجموع مي­توان گفت در مرحلة تجزيه و تحليل كارگردان بايد به دو بخش بپردازد و آن دو بخش را به واضحترين شكل ممكن براي خود تصوير سازي كند. اين دو بخش عبارتند از: الف- چراها؟ ب- چگونگيكه با تحليل نمايشنامه به لحاظ ساختاري و مضموني مي­توان به چراها رسيد و آنها را پاسخ داد. اما مهمتر از چراها براي كارگردان در چگونگی است که  “چگونگي” با شناخت به دست مي­آيد.يعني كارگردان ابتدا بايد به تحليل برسد و بعد از تحليل به شناخت. و با شناخت كامل و درست است كه چگونگي اجراي يك اثر را مي­توان تشخيص دهد و اين” چگونگي” است كه راهگشاي او تا انتها مي­باشد.بسياري از كارگردانان به دليل ناآگاهي و يا ناتواني، فقط در سر تمرين به « چراها » مي­پردازند كاري كه يك دراماتورژ، تحليل­گر، جامعه شناس، يا فيلسوف هم در موضوع تخصصي خود مي­توانند بكنند لذا تمرين به بحثهايي تئوري كشيده مي­شود. مباحثي كه هيچ كمكي به كار و گروه بازيگران نمي­كند. و در نهايت شما فقط خواندن يك نمايشنامه را بر روي صحنه مي­بينيد. اما رسيدن به « چگونگي » نياز به هوش، خلاقيت، قدرت كارگرداني، و ديد دقيق و مناسب به زندگي دارد. به عنوان مثال همه مي­دانند هملت دچار ترديد و تفكر زدگي است اما مهم اينست كه ما چگونه اين ترديدها و تفكر زدگي را بر روي  صحنه در قالب عناصر ديداري و شنيداري دريافت كنيم.ج- انتخاب عواملدر اين مرحله كارگردان با توجه به نوع نمايش و اجرا و توان و امكانات خود دست به انتخاب عوامل مي­زند و در حقيقت گروه را تشكيل مي­دهد كه نياز به ظرافت و هوشمندي مي­باشد تا بهترين و زبده ترين و باسوادترين عوامل انتخاب شود و اين خود نياز به شناخت دارد. يعني كارگردان هميشه بايد ليستي از عوامل مختلف را در ذهن داشته باشد و در شرايط مختلف بهترين گروه را انتخاب كند.و اما مرحله بعدي كار عملي با بازيگران است كه خود شامل هفت بخش مي­باشد.الف- روخواني و مباحثه: كه به دور ميز خواني نيز معروف است. دراين بخش از كار نقشها با توجه به خود نقش و توان و جنس بازي بازيگران تقسيم مي­شوند كه يكي از مهمترين اعمال كارگرداني است و انجام آن نياز به شناخت وسيعي ازامكانات فرد فرد هنرپيشگان دارد و همچنين نياز به قدرت فراوان كارگردان.و دیگر اينكه نمايشنامه معمولاً توسط كارگردان براي گروه خوانده مي­شود كه كارگردان از اين فرصت براي بيان درك خود از اثر و تشريح حال و هوايي كه بازيگران بايد در آن كار كنند استفاده مي­كند. وبعد از آن نوبت روخواني است كه مدت آن بستگي به شيوة كارگردانی دارد. بعضي ازكارگردانان اين دوره را بسيار كوتاه برگزار مي­كنند و عده­اي آنقدر اين مرحله را طولاني مي­كنند تا به اصطلاح حس بازيگران در پايشان بريزد. يعني آنقدر آنها را مي­نشاند تا بازيگران به يك درجة بالايي از احساس و هيجان برسند و بعد به يكباره آنها را بر روي صحنه رها مي­سازد.ب- تعيين حركات:در اين مرحله كارگردان با توجه به بداهه سازي و خلاقيت بازيگران بر روي صحنه و طرح از پيش تعيين شده خود براساس موقعيتها و لحظه­هاي متن، حركات بازيگران را مشخص مي­كند.ج – كار روي ديالوگ در اين مرحله كارگردان به تقطیع حسي دیالوگها مي-پردازد و براساس خود جمله­ها، فضاها را براي بازيگران تفكيك مي­كند و همچنين به آكسون گذاري  درست جمله­ها مي­پردازد. در خيلي از كارها ديده مي­شود كه يك پاراگراف چند خطي را بازيگر يكدست و مونوتن بر روي صحنه بيان مي­كند در حاليكه وقتي پاراگراف را تقطيع مي­كنيد مي­بينيد كه همان پاراگراف از ده جمله يا بیشتر تشكيل شده و هر كدام از اين جمله­ها در يك فضاي مخصوص به خود گفته مي­شود و لذا احساس بياني خاص خود را دارا مي­باشند و باز براي رفتن از يك فضا به فضاي ديگر پاساژ حسي لازم است. اينها همه در اين مرحله با راهنمايي كارگردان تصحيح مي­گردند.چ – پيراستن: در اين مرحله حواشي و شاخ و برگهاي اضافي حذف مي­گردد. ناهماهنگي­ها گرفته مي­شود و بي نظمي­ها، نظم مي­يابد.ﻫ - مرور: در اين مرحله ريزه كاريهاي تكنيكي و حرفه­اي مورد توجه قرار مي­گيرد.د- تمرينات فني: در اين مرحله تمرين با نور و دكور صورت مي­گيرد. و دراين مرحله است كه كارگردان و طراح صحنه و لباس بايد به يك هماهنگي در صحنه برسند. در بعضي مواقع كارگردان مجبور است از بعضي ميزانسنها و تصوير سازيهاي خود بگذرد چرا كه مهم اجراي هماهنگ مي­باشد.ذ- تمرين نهايي: كه همان اجراي ژنرال است و در اين تمرين لباسها نيز حاضر شده و بازيگران با تصور يك اجراي كامل بايد بر روي صحنه روند.در بخش آخر به توضيح و تشريح مهمترين و اساسي­ترين ابزار و عناصر كارگرداني پرداخته مي­شود كه عبارتند از:۱- حركت:اهميت حركت را در نمايش نبايد دست كم گرفت. حركت ركن اساسي تئاتر را تشكيل مي­دهد و ارزش آن حتي بيشتر از ارزش بصري نمايش است و كارگردان بايد پيش از تمرينات از خودش بپرسد چقدر از داستان نمایش بوسيلة كلمات به بيان در آمده و چقدر از طريق حركت.حركت وسيله­اي است اساسي جهت به  منصۀ ظهور رساندن و متجلي كردن هر چه بيشتر خصوصيات اخلاقي، آرزوها، تمايلات دروني و اهداف شخص بازي.از طريق حركت و عمل آنچه را كه ذهني است و در درون شخص بازي مي­گذرد و قابل رؤيت نيست تجسم مي­بخشيم و برابر چشم تماشاكنان به داوري مي­گذاريم.حركت كه امري مكانيكي است به صورت واسطه­اي عيني، بين دو پديدة ذهني عمل مي­كند از يك طرف ذهنيات شخص بازي را برملا می­سازد و ديگر آنكه از طريق تجسم بخشيدن به ذهنيات شخص بازي و ايجاد ارتباط با تماشاكن در ذهن او رسوخ مي­كند و بر اندوخته­هاي ذهني­اش اثر مي­گذارد.در مجموع مي­توان گفت جوهرة نمايش بر مبناي حركت شكل مي­گيرد. حركت تبديل قوه به فعليت است. تبديل ذهن است به عين، و از موقعيت پرسوناژ در لحظه نسبت به احساس شخصي خود و تقابل با شخصيت مقابل نشاٌت مي­گيرد و ادامه مي­يابد و باز در اين تقابل است كه حركت به سكون تبديل مي­شود.۲- ميزانسن: مجموعة ايستها و حركتهاي بازيگران و اشياء كه كارگردان آنها را با شم هنري خود براي صحنه ابداع مي­كند و به طور كلي مجموعة عناصر شنيداري، ديداري در يك ساختار مناسب را ميزانسن گويند. و حركت باعث تغيير ميزانسن مي­شود.كه به اشتباه بسياري حركت و جابجايي بازيگران را ميزانسن مي­پندارند و عده­اي نيز آن را ميزان مي­نامند كه البته ميزان يعني ترازو. !!!۳- تركيب: تئاتر هنري است تركيبي از خط، رنگ، بافت، سطح، حجم، كلام، صوت…۴- تصوير: انتقال بار معنا از طريق عناصر عيني و بصري و صوري. تركيب مجموعه عناصري كه ما را به معنا و مفهومي عميقتر از ظاهر آنها برساند تصوير است.۵- تركيب تصويري: كنارهم قراردادن اجزاء، اشياءو عناصر به حكم عقل و منطق براي انتقال بار معنا از طريق يك تصوير زيبا.ريتم:ريتم تا حدي اشاره دارد به تاٌثير فزايندة ضربانهاي متفاوت واحدها و شايد، شيوة ديگري است براي توصيف كردن موج زدنهاي متن. تعريف فرهنگ و بستر از ريتم مي­تواند نقطة شروع خوبي باشد: تاٌثيري كه به واسطة عناصر نمايشنامه خلق مي­شود…. و به گسترش زمانمند كنش مربوط است. بنابراين تعريف مي­توان فهميد كه ريتم تاٌثير نواختهاي فزاينده است و اينكه روشي است براي تبيين نواختهاي چندگانه كه با هم همنشين هستند. يك جريان يكنواخت باعث كرختي تماشاگر مي­شود. و اگر اين جريان سرعتي سريعتر از حد معمول زندگي دارا باشد تماشاگر عصبي و آشفته و كلافه مي­شود. پس ريتم نمايش بايد ريتمي منطبق با ريتم زندگي داشته باشد و تنظيم ريتم بوسيلة تمام عناصر موجود در صحنه صورت مي­گيرد، كه مهمترين آنها ريتم دروني و بيروني بازيگر است كه فضا و حال و هواي نمايش را آشكار مي­سازد.هدايت بازيگر: كارگرداني موفق است و مي­تواند بازيهاي زنده و پر انرژي از بازيگران دريافت كند كه بتواند از طريق توضيح و تشريح شخصيت و توجيه بازيگر، او را هدايت كند. از هر عاملي و ابزاري استفاده كند تا بازيگر را به نقش برساند. و اما ساده­ترين، راحتترين و بدترين شكل هدايت بازيگر آنست كه كارگردان خود به جاي بازيگر بازي كند چرا كه ممكن است كارگردان نتواند از عهدة اجراي نقش به نحوة مطلوب بر آيد و همچنين ممكن است كارگردان آنقدر خوب نقش را اجرا كند كه ديگر فرصتي براي خود انگيختگي و تخيل بازيگر باقي نماند و يا ممكن است كارگردان آنقدر نقش را خوب بازي كند كه بازيگر در خود احساس بي لياقتي كند.بسياري از كارگردانها بهانه مي­آورند كه بازيگر نمي­تواند و من مجبورم به جاي او بازي كنم تا ياد بگيرد اما بايد گفت كه او خود، وظيفة كارگرداني را نمي­داند و بهترست كارگرداني را كنار بگذارد اگر به طريقي ديگر نمي­تواند بازيگر را هدايت كند.در آخر بايد گفت كه كارگرداني علم است، تكنيك است به اضافة هنر، و بخش علم و تكنيك را بايد فرا گرفت و نياز به هوش و حساسيت بالايي دارد. و اما كارگرداني چيزي نيست جز آفرينش زندگي يا بخشي از آن بر روي صحنه، و باز مي­گويم كه بهترين مرجع و كتاب و استاد براي فراگيري كارگرداني، شناخت زندگي و آدمها با همة زيروبمش مي­باشد.و بايد گفت صحنه ماشين پروازي است كه بايد با مهارت كامل هدايت شود. كارگردان با شناخت محدوديتهاي فرم هنري خود مي­داند كدام راه باز و آزاد است به همين دليل است كه مي­تواند ديگران را با خود همراه كند. هدف او پرواز در عين محدوديتها است. كارگرداني، عمل كردن به شكل كاملاً آزاد در فضايي محدود و يا نشان دادن آزادي در قفس است.فهرست منابع:۱- مجلة نمايش، شماره ۴۲- سال چهارم- مرداد ۱۳۸۰، نشريه مرکز هنرهای نمایشی ص ۶۳¼br /> ۲- مجله نمايش ص ۶۴۳- سبکهاي اجرايي در تئاتر معاصر جهان، ناظرزاده فرهاد، چاپ اول، تابستان ۱۳۷۶، دفتر نشر آثار هنري، ص ۲۴۴- طرح و اجراي نمايش، لارتوماس پي­ير، رياحي پريچهر، چاپ اول،۱۳۸۴، نشر قطره، ص۶۹۵- وظايف كارگردان در تئاتر، موريسون هيو، پارسايي حسن، تهران ۱۳۸۴،سروش،ص۲۲۶- وظايف كارگردان،ص ۱۳۶۷- كارگرداني نمايشنامه، هاج فرانسيس، ابراهيمي منصور، عليزاد علي اكبر، تهران ۱۳۸۲، انتشارات سمت۸- شناخت عوامل نمايش، مكي ابراهيم، چاپ چهارم، تهران ۱۳۸۲، سروش ص ۱۱۳۹- پيشين، ص ۱۱۴

زیارت

سلام به دوستان عریز

ایشا الله فردا جمعه 11 /6 /90 داریم میریم برای جشنواره تئاتر کشوری نیشابور مشهد و ...

محتویاتی که برای طراحی کارت ویزیت ضروری است


داشتن کارت ویزیت برای هر شغل و کار تجاری ضروری است. البته طراحان گرافیکی نیز باید کارت ویزیت داشته باشند. وجود کارت ویزیت برای هر شغلی لازم است اما باید مطمئن بود که کارت حاوی تبلیغات مناسب در مورد شما و کار شما هست. قبل از هر کار باید مطمئن شد که کارت ویزیت حاوی موارد زیر باشد:



1. نام

کارت ویزیت بدون نام شما هرگز شما را به هدف نخواهد رساند. نام شما باید با یک فونت مناسب تایپش ده باشد و سایز آن به گونه ای باشد که به راحتی قابل خواندن باشد.


2. نام کمپانی

حتی اگر کار شما یک کار کاملا شخصی و محدود است، مطمئنا نامی برای آن انتخاب کرده اید. پس نام شرکت یا کمپانی خود را در کارت ویزیت قرار دهید. این کار باعث می شود شغل حرفه ای تر به نظر برسد.


3. لوگو

به عنوان یک هنرمند طراح، حتما برای خود یک لوگوی اختصاصی طراحی کرده اید. آن را نیز روی کارت خود قرار دهید. این کار کمک می کند مشتری به راحتی بتواند نوع فعالیت شما را تشخیص دهد. لوگو به شما یک هویت شخصی و خصوصی می بخشد.


4. شماره تلفن

این آیتم یکی از اطلاعات بسیار مهم هر کارت ویزیت است، چون از این طریق مشتری می تواند هنگامی که به تخصص و سرویس شما نیاز دارد به راحتی با شما تماس بگیرد. توصیه می کنم یک خط تلفن اختصاصی برای کار و یک خط اختصاصی برای کارهای شخصی خود اختصاص دهید.


5. آدرس ایمیل

یک آدرس ایمیل حرفه ای برای خود بسازید و از آن در کارهای تجاری خود استفاده کنید. شما می توانید 2 آدرس ایمیل هم داشته باشید. یکی برای کار و دیگری برای ایمیل های شخصی. این یک عامل مهم و حیاتی است چون ایمیل یکی از آسان ترین راه های برقراری ارتباط با مشتریانی است که در کشوری غیر از کشور شما زندگی می کنند.


6. آدرس وب سایت

داشتن یک وب سایت برای کمپانی یا یک پورتفولیوی شخصی کمک می کند تا مشتریان به راحتی بتوانند کارهای شما را مشاهده کنند. مطمئن شوید محتوای وب سایت شما همه نکات ضروری را در مورد کار شما در بر دارد. به این ترتیب مشتری مجبور نخواهد بود سوالات زیادی در مورد کمپانی و نوع کار از شما بپرسد، این کار باعث می شود مشتری احساس کند شما همه امکانات لازم برای معرفی خود و سهولت انجام کارها را فراهم کرده اید.


7. آدرس

فراموش نکنید که آدرس خود را در کارت ویزیت قرار دهید چون بعضی از مشتریان علامندند تا با شما ملاقات حضوری داشته باشند تا بتوانند به صورت رو در رو در مورد پروژه خود با شما صحبت کنند. بعضی دیگر از مشتریان دوست دارند شخصا روی طرح خود نظارت داشته باشند و طرح های اصلاحی پیشنهاد کنند و ببینید با اجرای این طرح اصلاحی چه تغییری در طرح به وجود خواهد آمد.


8. عنوان شغلی

زیر نام خود عنوان خود را نیز بنویسید. مشتریان باید بدانند آیا شما رییس آن کمپانی هستید. هر عنوانی که در کمپانی یا شرکت دارید باید در زیر نام شما ذکر شود. به این ترتیب آنها می دانند آیا شما همان فردی هستید که باید با شما تماس بگیرند.


9. اطلاعاتی در مورد کار خود ارائه کنید

اطلاعات مختصری در مورد کار خود ارائه کنید. این کار به مشتری اجازه می دهد دقیقا سرویسی که ارائه می کنید را بشناسد. تنها نام کمپانی نمی تواند اطلاعات کافی در مرود عملکرد شما به مشتری بدهد.


10. قراردادن آیتم های هنری روی کارت

از تصاویر و طرح های گرافیکی زیبا روی کارت خود استفاده کنید. سعی کنید نما و طرح کارت به اندازه کافی جذاب و دلپسند باشد تا نگاه بیینده را بلافاصله به خود جلب کند و به جای این که کارت را درون سطل زباله بیندازد، آن را در کیف خود نگه دارد. سعی کنید کارتی طراحی کنید که منحصر به فرد و به یادماندنی باشد. مهم نیست کارت شما چه اندازه جذاب است، فقدان یکی از آیتم هایی که در بالا ذکر شد باعث می شود تا دیرتر و کمتر به هدف دست پیدا کنید. بنابراین سعی کنید همه موارد بالا را در هنگا طراحی کارت ویزیت در آن بگنجانید. امیدوارم مطالب این مقاله برای شما مفید بوده باشد.
منبع پرشین جی اف ایکس

نقاشی های زیبا و دیدنی از "Erin Clemmer

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org





مکاتب عشق

نوشته دوست بزگوارم آقای تقی زاده
مقایسه دو مکتب کلاسیک و رمانتیسم :
1-کلاسیک بیشتر آرمانی نگر هستند و حال آن که رومانتیک می کوشد گذشته از بیان زیبایی ها و خوبی ها که هدف کلاسیک هاست زشتی و بدی را هم نشان بدهند .
2-کلاسیک خرد را اساس شعر خود می دانند و حال آنکه رومانتیکها بیشتر پابند احساس و خیال پردازی هستند.
3-کلاسیکها تیپها و الهام آثار خویش را از هنرمندان یونان و روم قدیم می گیرند و حال آنکه رومانتیک ها از ادبیات مسیحی و رنسانس و افسانه های ملی کشورهای خویش ملهم می شوند و همچنین از ادبیات معاصر ملل دیگر تقلید می کنند .در دوره رمانتیسم ارسطو جای خود را به شکسپیر داده است .
4- کلاسیک ها بیشتر طرفدار وضوح و قاطعیت هستند و رومانتیک ها به رنگ و جلال و منظره اهمیت می دهند.آنهاا ترجیح می دهند که به جای سرودن اشعار منظم و یکنواخت با شعاری پردازند که بیشتر شبیه نثر(چه از لحاظ آهنگ و چه از لحاظ مضمون ،تصویری و متنوع باشد.
این مکتب به آزادی ،شخصیت(فرمانروایی من)،هیجان و احساس ها ،گریز وسیاحت و سفرهای جغرافیای در آثار خود بسیار اهمیت قائل است.هنرمند در آن به کشف و شهود می پردازد و به افسون سخن و به اهمیت واژه بی اندازه آگاه است.
خلاصه اینکه رومانتیک ذهنی مدار است یعنی نویسنده خود در جریان نوشته اش مداخله می کند و به اثر خود جنبه شخصی و خصوصی می دهد.

نقد کاربردی در شعر

نوشته  هنرمند توانای شهرستان  سرکار خانم سوسن حیاتی

سلام ؟چطورید با شعرو شاعری و ادبیات شیرین پارسی؟ما که اگه یه روز شعر نخونیم و نشنویم


برامون شب نمی شه .شعر ی که گاه با پنبه سر می برد ،گاه مادری می شود وشیره ی جانش را

به دهان خوانش گر ،می ریزد . گاه آتشی می شود گُرگرفته از عشق ،گاه به سردی یک عصر بی

مصرف ، گاه رام و گاه نا آرام اما هرچه باشد شعر شعر است وهمیشه مرا به رد خون در رگهای باغ

گیلاس می رساند ،جهنده، گرم وعاشقانه .

نقد ادبی که یکی از مهمترین عوامل در پیشبرد روند ادبیات است ،در یونان باستان توسط سقراط و

افلاطون آن هم به صورت پایه و بنیادی و ساده مطرح شدو در ایران هم گاهی به صورت تفنن در آثار

کهن مثل چهارمقاله نظامی عروضی دیده می شود اما نقد مدرن سابقه زیادی در دنیا ندارد و کمتر

از 100 سال از تولدش می گذرد.نقد ادبی نوین در ایران، در اواخر دوران حکومت سلسله قاجار

( اوایل سده سیزده خورشیدی) به وجود آمد، و ریشه اصلی پیدایش آن ، گذشته از ضرورت های

زمانه و تحولات اجتماعی در آستانه انقلاب مشروطیت، آشنایی با مبادی فرهنگ و تمدن و ادبیات و

علوم ادبی اروپایی، از جمله نقد ادبی اروپایی بود، و این آشنایی در قشر روشنفکر و تحصیل کرده

ایرانی، که اغلب دانش آموختگان مکتب های آموزش و پرورش اروپا بودند، باعث بروز و پیدایش

یک رشته نظریات و افکار نوگرایانه مترقی و پیشرو شد که ادبیات نوین و نقد ادبی نوین را در ایران

روزگار خود به وجود آورد. دو تن از نخستین پیشگامان نقد ادبی نوین در ایران آن روزگار، میرزا

فتحعلی آخوند زاده ( 1257- 1190 خورشیدی) و میرزا آقا خان کرمانی ( 1276- 1232 خورشیدی)

بودند. در واقع نقد ادبی امروزه بسیار مورد توجه است و واقعا به شخصه درک این را پیدا کردم که نقد

می تواند در شکوفایی استعدادهای ادبی نقشی چشم گیر داشته باشد .مثلن وقتی نوجوان به راحتی بتواند

نقاط ضعف و قوت یک اثر را تشخیص دهد می تواند از این شم ادبی بهتری در پرورش آثار خود بهرمند

شود . تعدادی از کسانی که چه در جلسات کارگاهی و چه در جلسات هفتگی انجمنی حضور می یافتند

همیشه برایشان سوال بود که چرا فلان شخص ،فلان اثر را قوی و اثری دیگر را ضعیف می شمارد .

یا چه معیارهایی برای دریافت این قوی وضعیف ها وجود دارد در زیر بخشی از جهت های نقد را ارئه

می دهم و از دوستان طالب آن می خواهم از آن ها در نقد چندین شعر بهره برده تا به روانی در درک

خصوصیات آثار برسند ( تربیت قوه انتقادی )

ابتدا موضوع یا درون مایه که کلید اثر از آن می خورد.

1-شعر از چه چیزی حرف می زند؟

2-آیا این حرف ،ارزش شعر شدن دارد؟(تکراری نبودن و بکر بودن موضوع)

3-آیا شاعر توانسته این حرف را به گونه ای بیان کند که تازه و جذاب باشد؟

4-تا به حال شما به این موضوع فکر کرده بودی؟

5- آیا این موضوع دغدغه و درگیری همان طیفی است که شاعر آنها را به خوانش دعوت می کند ؟

( مثلن روی کتاب نوشته گروه سنی ج،د)

6- موضوع و درون مایه دست خوش تجربه عینی شاعر است ؟

7-آیا تو می توانی در باره ی این موضوع حرف تازه ای بزنی ؟

عاطفه و احساس

1-خواندن شعر در تو چه احساسی ایجاد کرد( شادی ،غم،ترس ،امید)

2-کدام بیت یا مصراع شعر را می پسندی؟ چرا؟

3-آیا قبل از این شعر اینگونه به آن احساس خواص توجه داشته اید ؟

4-کدام یک از این کلمات به انتقال این احساس به تو نقش داشته است ؟

5-آیا این احساس توانسته ایت در تو تفکر و اندیشه ای ایجاد کند ؟ اگر مثبت است چه فکری؟



اندیشه :

1-آیا این شعر پیامی دارد ؟ آن پیام چیست ؟

2-آیا این پیام به نظر شما ارزش شعر شدن دارد ؟

3-این پیام چقدر در زندگی انسانها اهمیت دارد ؟

4-آیا شاعر توانسته بود این پیام را تازه و جذاب بیان کند ؟

وزن

1- آیا از وزن شعر لذت می بری؟

2- آیا موسیقی و شعر با محتوای آن هماهنگی و تناسب دارد

3- به نظر شما وزن شعر شاد است یا غمگین ؟ چرا؟

4- آیا اصوات با هم هماهنگ هستند؟

5- آیا می توان در بعضی از سطر ها کلمه هایی را پیدا کرد که در بعضی حروف مشترکند ؟

6- آیا این حروف مشترک توانسته موفق باشد .